معنا و مفهوم سن حقیقی این است که زنان و مردان که در یک روز و سال معین متولد شده اند و اینک حدود 20، 30، 40، و 50 سال از تقویم زمان تولد آنها گذشته است، لزوماً از شرایط زیستی و روانی همانند برخوردار نیستند، چون رگه ها و ساختار ژنتیکی، اطلس کروموزمی، شرایط زیست بیولوژیکی و وضعیت روانی، زمان و شرایط انعقاد نطفه، حیات جنینی(قبل از تولد)، شرایط حاکم بر زمان تولد، وضعیت زیستی و عاطفی مصوینت های بدنی و استانداردهای بهداشتی در دوران رشد و تحول بعد از تولد، سرزندگی و نشاط حیاتی، آرامش روانی، بهره مندی از نگرش مثبت و انگیزه تلاش، دلبستگی امن به والدین محبوب، احساس غنی وهمدلی و همانندی با وی، اکتساب آمادگی های عاطفی و روانی و کفایت های عقلانی در ایفای نقش خطیر همسری و آرامش آفرینی قبل از ازدواج، عموما در بین مردان یا زنانی که کاملا همسن هستند، به طور فوق العاده و قابل ملاحظه ای متفاوت است.
در واقع سلامت زیستی و پویایی حیاتی دختران 40 ساله امروز همانند دختران 20 ساله چهل تا پنجاه سال گذشته است و همان طوری که پیش تر اشاره شد مطلقا روا نیست که در مخاطب قرار دادن دختران مجرد 40 سال به بالا که عموماً از نظر زیستی و روانی آمادگی کامل برای ازدواج موفق و فرزندآوری مطلوب دارند اصطلاحات قدیمی که نشان از واماندگی فرهنگی و دور بودن از یافته های پژوهش های نوین است، مثل پیردختر را به زبان آورد. به طور کلی هر جوانی که بلوغ جنسی را تجربه کرده و با گذار از آن در صورت بهره مندی از رشد مطلوب جسمانی، برخورداری از هوشمندی، کفایت های عقلانی، سلامت روانی، تعهد و توان مسئولیت پذیری خانوادگی و اجتماعی، درک و احراز صلاحیت های بایسته و شایسته همسری و مهارت های بالفعل یا بالقوه آرامشگری و آرامش آفرینی ماندگار می تواند به انتخاب فردی که او را همسری مطلوب می انگارد، بیاندیشد.
پژوهش های انجام شده در چندین کشور مختلف در چند سال اخیر بیانگر این حقیقت است که ازدواج زنان بعد از 35 و 40 سالگی به یک پدیده کاملا طبیعی تبدیل شده و فرزندآوری بعد از 45 سالگی با بیشترین دقت و مراقبت های ویژه صورت پذیرفته عموماً این گروه از مادران فرزندانی سالم و هوشمند به دنیا می آورند و میانگین آسیب های احتمالی نوزادان آنها کمتر از میانگین همه موالید جامعه است. علاوه بر آن استانداردهای بهداشتی نسبت به گذشته فوق العاده فراگیر شده زنان از بیشترین سلامت زیستی و مراقبت های بهداشتی برخوردار بوده و به دور از بسیاری از آسیب های گذشته می توانند در هر سنی ازدواج کرده و توفیق فرزندآوری را در بعد از سنین 40 و 45 سالگی داشته باشند.
محقق جامعه شناسی به نام نیکولاس وُلفینگر، حقیقت تازهای را کشف کرده است: تجزیه و تحلیلهای اخیر دادهها از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ در نظرسنجی ملی رشد خانواده (NSFG) نشان میدهد که ازدواج در اواسط دههی سی زندگی، در واقع با خطر بیشتری مواجه است تا ازدواج در اواخر دههی بیست سالگی؛ و بهترین سن ازدواج به نظر میرسد چیزی در میان ۲۸ تا ۳۲ سالگی باشد. " افرادی که تا ۳۵ سالگی ازدواج نمیکنند، عموما امروزه برای دستیابی به ثبات مالی که در اوایل سی سالگی بدست میآید، ازدواج نمیکنند و احتمالا کمتر تمایل به موفقیت در ازدواج دارند و یا شاید گزینههایی مانند رفع نیاز جنسی بدون ازدواج، انگیزهی افرادی که بعد از ۳۰ سالگی ازدواج میکنند را برای متعهد ماندن کاهش میدهد.
اما پس از آن، برای زوجهایی که بین سنین ۲۵ تا ۲۹ سالگی ازدواج میکنند، کاهش شدیدی وجود دارد (۱۴ درصد) و در سن ۳۰ تا ۳۴ سالگی (۱۰ درصد)؛ و بار دیگر زوجهایی که پس از ۳۵ سالگی ازدواج کردهاند، بسیار آسیب پذیر هستند: ۱۷ درصد احتمال جدایی پس از ۵ سال زندگی. این ایده که ازدواج در سنین بالاتر، کمتر با خطر طلاق روبروست کاملا منطقی به نظر میرسد؛ احتمالا زوجها در این سن بیشتر از لحاظ مالی دارای ثبات هستند و درک روشن تری از اهداف خود دارند و تا به اینجا دیگر میدانند که واقعا از زندگی خود چه میخواهند. به احتمال زیاد فشارهایی مرتبط با سنتان از سوی خانواده، دوستان، کار و مدرسه بر شما وارد میشود و ذهن شما هنوز به طور کامل توسعه نیافته است و در ورای همهی اینها، بسیاری از نوجوانان در مدیریت روابط و چالش هایش بی تجربه هستند.
وُلفینگر باز هم متغیرهای جمعیتی را ثابت نگاه داشت و بار دیگر به همان شواهد دست یافت: "در دنیای امروز، ازدواج قبل از نیمهی دههی بیست و بعد از نیمهی دههی سی، با احتمال طلاق بیشتری روبرو است. این کاهش چشم گیر خطر، شروع یک روند کاهنده و شیب کاهشی است و همین طور که رو به جلو حرکت میکند، این احتمال نیز کمتر میشود، اگرچه در دههی ۲۰، ۳۰ به بالا، نرخ کاهش کمتر و کمتر میشود. روند آماری نشان میدهد که بهتر است چند سال صبر کنیم؛ کسانی که در ۲۵ سالگی ازدواج میکنند، ۵۰ درصد کمتر با احتمال جدایی روبرو هستند تا کسانی که در ۲۰ سالگی ازدواج میکنند. منطقی به نظر میرسد، نه؟ اگر جوان باشید، احتمالا از لحاظ مالی وضع چندان خوبی ندارید و از آیندهی حرفهای خود اطمینان ندارید.
اما گویا این راهکارها فایده چندانی نداشته و اینطور که آمارهای سازمان ثبت احوال نشان میدهد، سن ازدواج مخصوصا در سالهای اخیر روند صعودی داشته و بیشتر شده است؛ به عنوان مثال، ازدواج دختران زیر 20 سال که در سال 83، 44 درصد بوده، در سال 91، 36 درصد شده است و در عوض ازدواج دختران 30 تا 35 ساله از 3 درصد در سال 83 به 6 درصد در سال 91 رسیده است. سازمانهای مختلف دولتی و غیردولتی هم برای حل این مساله یا به گفته بعضی از کارشناسان بحران، به فکر افتادهاند و راهکارهایی را در نظر گرفتهاند؛ از راهکارهای اقتصادی گرفته تا تلاش برای فرهنگسازی و تشویق به ازدواجهای ساده و آسان.
فهیمه حسنمیری: هم مسئولان هشدار میدهند و هم خانوادهها نگرانند، از این که عدد و رقمهایی که اعلام میشود و آنچه در اطرافشان میبینند و میشنوند، حکایت از افزایش سن ازدواج جوانها دارد. این افزایش سن ازدواج درباره پسران هم صادق است به عنوان مثال ازدواج پسران 20 تا 25 ساله در سال 83، 46 درصد بوده و در سال 91 به 37 درصد رسیده و درصد ازدواج پسران 30 تا 35 ساله از 8 درصد در سال 83 به 12 درصد در سال 91 رسیده است. در فلش زیر میتوانید با کلیک کردن روی عدد هر سال، تعداد و درصد ازدواج ثبت شده دختران و پسران را در سنین مختلف و در سالهای 1383 تا 1391 مشاهده کنید؛.